تبليغاتX
اتوپیا

35 سالگی ام را دیدم.فقط وهم بود.من که می دانم یک شبه آدم چند سال بزرگتر نمی شود.من که شب های تولدم به هر کس که می گفت یک سال بزرگتر شدی می گفتم آدم یک شبه یک سال بزرگتر نمی شود.من که می دانم امشب فقط یک نظر سحر را دیدم که خطوط صورتش پخته تر بود.عمیق تر بود و انگار چیزی می دانست.من امشب داوینچی را می خواستم که آن یک لحظه را به ابدیت پیوند بزند.صورت 19 ساله ای که ناگهان 35 سالش شد و دوباره همان 19 سالگی.من به سفر می روم.در جست و جوی تنهایی.من به عمق می روم .به روزی که قبل از شب وجودم بود.من به جست و جوی زمان می روم.من به قبل می روم.به فردایی که امروز نمی شود می روم.مجرد می شوم.

"روزی دریافتم که با روی گرداندن از او به مرگ محکوم شده ام.پانزده سال داشتم.در آپارتمان خالی فریاد کشیدم."

من به جست و جوی هنر زیستن می روم.من هنر مردن را خواهم آموخت.ابدی می شوم.

حتی اگر خدا نباشد،ایمان هست.

حتی اگر خدا نباشد زمین روزگاری را دیده که "یک مرد" در آن می زیسته است.

شاید در آن روزگار من 35 سال داشته ام.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 16:18 توسط سحر |
زنی که ماییم
رها شدن از تمایلات نهادینه شده ای که قرن ها همراه جنس من بوده واقعا طاقت فرساست.من تصویر همون زن خانه دار رو که برای ارضای میل جنسی صاحبش هر کاری باید بکنه و از اینکه قدرت برتری برش حاکمه لذت ببره هنوز تو تک تک زن ها و دخترهای اطرافم می بینم.تمایلات مازوخیستی از اینکه یه عنصر قوی تر از خودشون بهشون حاکم باشه و فقط همین آزار دیدن می تونه بهشون احساس مفید بودن بده.احساس فعالیت.در حالی که زن در طول تاریخ از هر قشر و جنس و طبقه ای منفعل تر بوده و تمام زندگیش صرف برطرف کردن احتیاجات دیگران شده.یاد گرفته باید مهربون باشه به دیگران کمک کنه به افراد اهمیت بده جزئیات رو ببینه وبفهمه تا بتونه تو این جنگل باقی بمونه و من تعجبم از زن هاییه که این صفات رو مایه ی افتخار خودشون می دونن.تقصیر نیچه نیست که زن ستیزه.زن با انفعال هزاران ساله ش خودش رو لایق نفرت یا دست کم ترحم کرده.بد ماجرا این جاست که تصویر عقب رانده شده ای از این زن هنوز با قدرت تو روان زن امروز هم زندگی می نه.عقب رونده شده ولی از بین نرفته.و من هربار که در خودم عمیق می شم کسی رو می بینم که نمی خوام باشم ولی از دستش هم نمی تونم رها بشم.مادربزرگ چندهزارساله ی من.

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 10:0 توسط سحر |